پیشنهادات  

رضی‌الدین آرتیمانی - مفردات

۱

هجرت ز وصل غیر خبر میدهد مرا
مرگی نوید مرگ دگر میدهد مرا

۲

از آن هجران کند با من مدارا
که بی او زیستن کم مردنی نیست

۳

فیض عجبی یافتم از صبح ببینید
این جادهٔ روشن ره میخانه نباشد

۴

زلفش بخط سپرد رضی عهد دلبری
خوبی ازین دو سلسله بیرون نمیشود

۵

زلفش به بستر مرگ از تغافلت
سنگین دلا بیک نگهم میتوان خرید

۶

دامن هر دو جهان از کف غم برهانم
گر بچنگم فتد از چرخ گریبان و سری

۷

قید و اطلاق دلم سوخت ندانم چکنم
هیچ جا بند نه و در همه جا بند شدم

۸

جز غم عشق بهر چیز که در ساخته‌ای
حیف و صد حیف از آن عمر که در باخته‌ای

۹

ای کبوتر تو که سر پنجهٔ شاهینت نیست
با خبر باش که آواز پری می‌آید